تبلیغات
لطفا صبر کنید (در حال انتقال به آدرس جدید.) - اعمال و فضیلت شب قدر (بخش اول)
اعمال و فضیلت شب قدرسوره قدر
بسم الله الرحمن الرحیم
إنا أنزلناه فى لیلة القدر؛ و ما أدراك ما لیلة القدر؛ لیلة القدر خیر من الف شهر؛ تنزل الملائكه و الروح فیها باذن ربهم من كل أمر؛ سلام هى حتى مطلع الفجر
(صدق الله العلى العظیم )

سرآغاز

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین ، و الصلاة و السلام على الرسول الاعظم ، محمد و آله الطیبین الطاهرین ، حملة الشریعة و قادة البشریه.

قدر را قدر بدانیم

شب قدر، پر ارزش ترین وقت سال است ، سرنوشت آدمى در همین هنگام مشخص مى شود. قرآن در شب قدر نازل شده است ، لذا به بركت نزول قرآن و فرشتگان و روح (1) در این شب ، جهت سر و سامان دادن به امور بندگان ، قدر و منزلت خاصى دارد؛ از بهترین شب هاى سال است كه مسلمانان اجتماع و اتحاد و برادرى خود را، به نمایش مى گذارند.
شبى كه هر كس آن را درك كند و احیا بدارد، گناهانش آمرزیده خواهد شد و زندگى تازه اى خواهد یافت .
شبى است پر بركت كه سرنوشت همه موجودات در آن مقدر مى گردد.

استاد محمد رضا حكیمى در مورد این شب گفتارى ارزنده دارد كه ذیلا به قسمتى از آن اشاره مى شود:
((آن شب كه باید شكوائیه هجران را در نوردید و به امید وصل و دیدار بیدار نشست و از جام طهور ((سلام )) تا ((مطلع فجر)) سرمست بود، كدام شب است ؟
آن شب ، كه شاعر حافظ قرآن با الهام گرفتن از قرآن آن را ((شب وصل )) مى نامد و نامه هجران را در آن شب طى شده و پایان یافته مى خواند، كدام شب نورانى و دل افروز است ؟
شبى كه باید در عاشقى ثابت قدم بود، در طلب كوشید و بیدار ماند و دیدار جست و احیا گرفت و به نیایش پرداخت و كار خیر كرد و صالحات به جا آورد و به نیازمندان رسید و دانایى طلبید و مذاكره علم كرد؛ شبى كه در آن ، كارى بى اجر نخواهد ماند.
شبى كه باید به یاد روى آن محبوب عزیز، آن یار آواره از دیار و پنهان رخسار، با دردمندى هاى عاشقانه نالید و دیدار روى او را از خداى طلبید...
شب وصل است و طى شد نامه هجر(2)
سلام فیه حتى مطلع الفجر
دلا در عاشقى ثابت قدم باش
كه در این ره نباشد كار بى اجر
برآ اى صبح روشندل خدا را
كه بس تاریك مى بینم شب هجر
دلم رفت و ندیدم روى دلدار
فغان از این تطاول ، آه از این زجر(3)
حافظ در این غزل به ویژه با تضمین كلمات قرآنى (سوره قدر) همه و همه به این معانى اشاره دارد: ((شب قدر)) و رابطه آن با امام و غیبت ، ثابت قدم بودن در عاشقى ، اگر چه مشكلات در كار باشد آرزوى ظهور و دمیدن صبح وصال به امید رهایى از شب تاریك هجران و سرانجام شكوه از طولانى بودن دوران فراق ....
آرى ، حافظ از دورى و مهجورى یار مى نالد، اما با نظر به حقیقت امر مى خواهد تا همگان در راه عشق و عاشقى ، ثابت قدم باشند.(4)

شب قدر، شب جدایى اولیاء الله و اولیاى شیطان است .

شب قدر، شب دعا و ندبه و شب نزول رحمت عام و كرم خداوندى است ؛ شب آشتى بنده با خداوند و توبه و انابه و زدودن تیرگى هاى گناه از دل و شب خودسازى و نزدیك شدن به پروردگار است ، زیرا كه اوست : ((قابل التوبات )) و ((مجیب الدعوات )) و ((ستار العیوب )) و ((غافر الخطیئات )).
عزت و احترام این شب تا بدان حد است كه قرآن درباره آن مى گوید: لیلة القدر خیر من اءلف شهر(5) شبى است كه انجام اعمال عبادى در آن با عبادت هزار ماه برابر است .(6)

شبى كه هر لحظه آن تا سپیده دم تواءم با درود فرشتگان ، سلام و سلامتى و رحمت و نیكى و ایمنى و فرخندگى است .

این شب ، شیاطین در بند اسارتند و زمینه براى انجام دادن كارهاى خداپسند و مفید به حال فرد و جامعه مهیاتر است ؛ مؤ منان در آن شب از وسوسه ها و كید شیاطین در امان خواهند بود.

این شب ، شب معین كردن روزى افراد است و بندگان به اندازه تلاش و جهدى كه در عبادت داشته اند، پاداشى دریافت كرده و سهم مى برند.
صاحب تفسیر كشف الاسرار مى گوید: اندر این شب ، خطاب مى آید كه ((لیقم القانتون ، این المستغفرون ؟)) كجایند جوانمردان شب خیزان كه در آرزوى دیدار با بى خوابى ، بى آرام بوده اند و در راه عشق شربت بلا نوشیده اند تا ما خستگى ایشان را مرهم نهیم و اندرین شب قدر ایشان را با قدر و منزلت باز گردانیم كه امشب ، شب نوازش بندگان است و وقت توبه عاصیان ...))(7)

شب یادآورى نعمت هاى مادى و معنوى الهى است (نعمت ایمان و اسلام ، نعمت رهبرى و ولایت فقیه ، نعمت سلامتى و عافیت ، نعمت فكر و اندیشه و...)
((شب وصال نبى ختمى و لیله وصول عاشق حقیقى به محبوب خود.))(8)
شبى كه به قول شاعر:
بهترین وقت عبادت در صیام
لیلة القدر است با فضل تمام
بُد شب احیا شب خیر و امید
هم برات و هم نجات و هم نوید
رحمت است و مغفرت یكسر تمام
كسب هر فیض و فضیلت در مقام
نور بود از سر به پا مستور بود
دیده نااهل از آن كور بود
باز گردد هر درى در آسمان
دعوت آید از خداى مهربان
بس مبارك بوده امشب با یقین
نازل آید هر ملك سوى زمین
تنگ گردد، صحن گیتى بر ملك
رشك برده بر زمین امشب فلك
زان كه امشب ، طاعت اندر خاكدان
بهتر و برتر بود از آسمان
لیلة القدر است و بى شبهه به دهر
افضل و اعلى بود، من الف شهر(9)
شب عروج انسان است ، از خاك به افلاك ؛ این شب باعظمت در رمضان واقع است كه ماه خدا و با فضیلت ترین ماه هاست و روزهایش بهترین روزها و ساعاتش بهترین ساعات است .(10)
شب بیدار ماندن و بیدار كردن ، آگاه شدن از مكتب و دسیسه هاى دشمن ، تذكر دادن و یادآورى .
امشب آن نیست كه در خواب رود چشم ندیم
خواب در روضه رضوان نكنند اهل نعیم
خاك را زنده كند، تربیت باد بهار
سنگ باشد كه دلش زنده نگردد به نسیم
بوى پیراهن گم كرده خود مى شنوم
گر بگویم ، همه گویند ضلالى است قدیم
اى رفیقان سفر، دست بداریم از ما
كه بخواهیم نشستن به در دوست مقیم
دجب از كشته نباشد به در خیمه دوست
عجب از زنده كه چون جان به در آورد سلیم
شب قدر
هر كه رو از خدا بگرداند
در هلاكت همى فرو ماند
بارالها تو را همى خوانم
من ره رشد خود نمى دانم
تو به دادم برس ، به هر دو سراى
ره فرمان خود، به من بنماى
شب قدر است ، از خداى بخواه
نكند ناامید، لطف اله
اى حسامى به خود گراى امشب
هر چه خواهى ز لطف حق بطلب
در شب قدر جبرئیل امین
مى شود نازل ، از سما به زمین
بیرق نور مى كند، سر و پا
بر سر كعبه از طریق صفا
بندگان را صلاى عام دهد
از شراب طهور جام دهد
قدر خود را، هر آن كه مى داند
تا سحر، او خداى مى خواند
چون سحر شد، ندا رسد از دوست
كه به عاصى ، كرم بسى نیكوست
تائبان را تمام مى بخشد
خالق لم یلد و لم یولد
اى حسامى به حق گراى از جان
هر شبت هست قدر، قدر بدان (11)
آرى لیلة القدر شبى است كه بیداردلان شب زنده دار طاعتى افزون تر و نیایشى عاشقانه تر دارند.
شبى كه انسان هاى مومن ، آن را با اعمالى چون : یاد خدا، مناجات و دعا، تلاوت قرآن ، نماز شب ، گریستن بر خطاها، مطالعه و تحقیق و... زنده نگه مى دارند.

در شب ها و سحرهاى این ماه نورانى ، لحظه هاى تابندگى خاصى دارند؛ زبان ها عطر ذكر دارند و بوى خدا مى دهند؛ دست ها بوى تسبیح دارد و استغفار و ((مصحف )).(12)

در این شب هاى نورانى قلوب مستعد نورباران مى گردند و انسان به سر حد كمال خود مى رسد و هستى به ثمر مى نشیند و به همین علت پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم )، همواره اصحاب و یارانش را به درك و بهره بردارى كامل از فیوضات این شب تشویق و ترغیب مى كرده است .

شبى كه امام زین العابدین و فخر الساجدین (علیه السلام ) در دعاى شریف ابوحمزه ثمالى تقاضاى درك آن و توفیق عبادت در آن را از خداى خویش ‍ خواستار شده است و خواست مومنان نیز در ادعیه روزانه ماه رمضان همین است .(13)

شبى كه پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) رختخواب را جمع مى كرد، خود را براى عبادت بیشتر مهیا مى نمود(14) و در مسجد به اعتكاف مى پرداخت .
حضرت فاطمه علیها السلام نیز نمى گذاشت فرزندانش در این شب با شرافت بخوابند؛ هر وقت خواب بر یكى از آنها غلبه مى كرد، مقدارى آب به صورت او مى پاشید.(15)

شبى كه پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره اش ‍ مى فرمود:
ان الشیطان لا یخرج فى هذه اللیله حتى یضى ء فجرها و لا یستطیع فیها ان ینال احدا بخبل اءو داء او ضرب من ضروب الفساد و لا ینفذ فیها سحر ساحر.(16)
شیطان در این شب بیرون نیاید تا آن كه صبح طلوع كند و قدرت آسیب رساندن به كسى را ندارد و سحر هیچ ساحرى در این شب اثر نكند.

شبى كه برات آزادى از آتش جهنم و خوش بختى و سعادت دو جهان ، نصیب مومنان و زنده دلان مى گردد.

شبى كه لیله البراتش گویند و در مورد كثرت فیضش ، لسان الغیب (خواجه حافظ) چنین سروده است :
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى
آن شب قدر كه این تازه براتم دادند(17)
شبى كه عالم بزرگ شیعه ، مرحوم آیة الله حاج محمد ابراهیم كلباسى - صاحب كتاب اشارات الاصول - براى به دست آوردن فیض و فضیلت آن ، یك سال ، شب تا صبح به عبادت پرداخت .(18)

شبى كه خداوند آن را از میان شب ها برگزیده است ، همان طور كه از بین موجودات ، انسان و از جمع پیامبران ، محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) و از بین بردن مكاتب ، اسلام و از بین خانه هاى روى زمین ، كعبه و از بین سنگها، حجر الاسود و از بین كتب آسمانى ، قرآن و از میان راه ها، صراط مستقیم ، و از میان سوره هاى قرآنى ، یس و از میان روزهاى هفته ، جمعه و از میان ماه ها، رمضان را انتخاب كرده (19) و از جمع بنى هاشم ، نیز هفت نفر را برگزیده است .

شبى كه به گفته آن دانشمند اسلامى : ((نسیم روح افزاى رحمت پروردگار، همراه با صفیر جان بخش پرواز فرشتگان ، ارواح خفتگان جهان مادیت را بیدار مى كند و دلهاى پژمرده اسیران بند هوس را نور و صفا مى بخشد و در كالبد قربانیان دیو نفس ، روح تازه اى مى دمد.

بنده خطاكار شرمنده گرفتار، با عنایت آفریدگار از خواب غفلت بیدار مى شود و با زبان حال ، پیشانى بر آستان ایزد متعال نهاده و مى گوید:
یا رب ز گناه خویش ، شرمنده منم
بر هر چه عقوبت است ، زیبنده منم
غفار تویى ، غنى تویى ، شاه تویى
بدكار منم ، گدا منم ، بنده منم
شبى كه مومنان عاشق براى وصول به معرفت آن از ابتداى ماه رمضان تا شب بیست و سوم سوره ((الدخان )) و یا صد مرتبه سوره ((قدر)) را مى خوانند و چون شب بیست و سوم فرا رسد، دل را محكم مى دارند و گوش هاى خود را براى شنیدن رازها مى گشایند؛(20) از این رو شب قدر از جمله ((لیالى عشر)) كه خداوند در قرآن به آن سوگند خورده ، شناخته شده است.
شبى كه ملائك مهمان اهل زمینند.

شب با عظمتى كه درك كُنه و حقیقت آن براى انسان هاى عادى ، غیر ممكن است : (و ما اءدراك ما لیلة القدر.)
این شب ، مهلتى براى همه كسانى است كه در عمر تاریك و ننگین خود به بیراهه رفته اند تا لحظه اى به خود آیند و اندیشه كنند كه : ((چیستند))، ((كیستند)) و ((از كجا آمده اند و به كجا مى روند)) و تا فرصت باقى است به جبران گذشته ها بپردازند و با توبه و استغفار خود را از سقوط حتمى ، برهانند و زندگى آینده خویش را با الگوى ((قرآن و عترت )) شكل دهند.

شبى كه انسان فرصتى دوباره مى یابد تا با ((مطالعه و تحقیق ))، ((بحث و گفت و گو)) و ((غور در قرآن و سنت )) شیرینى معرفت خداوندى را درك كند و با تقویت درجات ایمان و یقین ، در جهت سیر الى الله و عروج به عالم بالا حركت كند.
شبى كه موسم ناله و نجوا، خضوع و خشوع و تحلیل و تسبیح است .

شب انسان كامل است و شب كمال انسان .

این شب ، شام تعظیم است ، بندگان شایسته خدا در این لحظه هاى نورانى به عظمت و بزرگى مى رسند.
كثرت نام لیلة القدر دلیل بر عظمت آن است و این همه صفات والا كافى است كه مسلمانان ((شب قدر)) را بزرگ شمارند و هر یك به اندازه ایمان و اندیشه خود از آن بهره جویند، ولى متاسفانه افراد بسیار از ارزش آن غفلت مى ورزند و از این فرصت طلایى و استثنایى استفاده نمى كنند و از بركات آسمانى و خیرات فراوان و فیوضات سرشارش بى بهره مى مانند؛ آنان در دام ابلیس اسیر گشته و در حجاب هاى ظلمانى گرفتار آمده اند، از این رو قدر و منزلت این شبها را فراموش كرده ، زیباترین نعمت هاى خداوندى را از دست مى دهند؛ ولى مومنان وارسته از قیود مادى و حجب ظلمانى كه در عطش قرب الى الله مى سوزند، مامورند تا این شب عزیز را فراموش نكنند و در بزرگداشت آن ، بكوشند و آن را قدر بدانند، زیرا این لحظه هاى طلایى همیشه نصب آدمى نمى شود.

خوشا به حال كسى كه در این شب به انجام اعمال مخصوص توفیق یابد و این فرصت هاى گران بها و لحظه هاى گرانقدر را مغتنم شمارد و از سفره گسترده ضیافت الهى بهره مند شود!

آفرین بر كسى كه اهمیت ((شب قدر)) را در یابد و در این شب ارتباط خود را با قرآن و على (علیه السلام )، این دو سرمایه نفیس و یادگاران جاودانه نبوى ، محكم كند و براى همیشه از آن دو جدا نگردد.

پیشتازان این میدان

تا آنجا كه از كتاب هاى تراجم و فهرست ها به دست مى آید، درباره ((لیلة القدر)) كتاب ها و رساله هاى مستقلى نوشته اند، از جمله : تعیین لیلة القدر، مولى اسماعیل خواجویى ، كه در جلد اول مجموعه رویت هلال چاپ شده است .

شب قدر، سید ابوالحسن رفیعى قزوینى .(21)
شب قدر، شهید شیخ على اكبر اژه اى .
تفسیر سوره القدر، محمد محیى الدین گلشن نما فتح الله (دار الكتب ) قاهره .(22)
لیلة القدر، حاج آقا مجتبى عراقى .
لیلة القدر، فرح قطیفى .(23)
حول لیلة القدر، على كریمى جهرمى (دست نوشت ).

درباره خصوصیات ((شب قدر))، سخنانى بر زبان مردم رانده مى شود كه هرگز با مقام ارجمند و روحانى این شب رابطه اى ندارد؛(24) این سخنان حتى در نزد علما نیز به قدرى رواج یافته است ، كه در بعضى از نوشته ها یا گفتارهایشان چیزهایى دیده یا شنیده مى شود، كه مردم را از جنبه روحى شب قدر باز داشته و آنها را به ظواهر مادى سرگرم مى نماید و طبیعى است كه با وجود سرگرمى هایى كه نه به كار روح مى خورد و نه دل را بیدار، انسان را در حجاب هایى ظلمانى ، گرفتار مى سازد.

توجه به این سخنان رایج درباره شب قدر باعث شد در حد استطاعت و توفیق ، رساله اى مستقل در این خصوص تهیه كنم و در دسترس خوانندگان عزیز قرار دهم .

امید است كه این جزوه ، در روشن ساختن شرافت و اعمال این شب تاریخى و بزرگ مؤ ثر و مفید واقع شود و اثرى سازنده در افكار مطالعه كنندگان عزیز به جا گذارد و مورد پسند ارباب فضل و دانش قرار گیرد. از خداوند متعال مى خواهیم كه در هر حال ما را به راه راست بدارد و لحظه اى ما را به خود وانگذارد. ربنا تقبل منا، انك اءنت السمیع العلیم .

قم - حوزه علمیه
ناصر باقرى بیدهندى
15 محرم 1411 ه .ق
16 مرداد 1369 ه .ش

در نام گذارى لیله القدر

در وجه تسمیه این شب مبارك به شب قدر وجوهى را ذكر كرده اند، از آن جمله :
1. چون شب شریفى است به آن لیلة القدر مى گویند؛ یعنى شبى كه صاحب قدر و منزلت و شرافت است و از همین باب است ((و ما قدروا الله حق قدره ))(25) قدر خدا را چنان كه در خور اوست نشناختند. چنان كه عرب ها مى گویند: فلان له قدر، یعنى فلانى داراى شرافت و عظمت است .(26)

2. چون در این شب ، فرشتگان بسیارى به زمین مى آیند زمین تنگ مى گردد، لذا آنرا شب قدر نامیدند، زیرا قدر به معناى ضیق و تنگى است ؛ آیه شریفه (و من قدر علیه رزقه )(27) روزى او تنگ شده است شاهدى بر مدعاى ماست .(28)

3. یكى از معانى قدر، تقدیر و سرنوشت است و در این شب ، امور بندگان تا سال آینده مقدر مى گردد؛ و این وجه را بسیارى از مفسران از جمله علامه طباطبائى استوار دانسته اند.

تفسیر برهان از امام باقر (علیه السلام ) روایت مى كند كه :
یقدر فى لیلة القدر كل شى ء یكون فى تلك السنه الى مثلها من قابل ، من خیر و شر، طاعه و معصیه ، و مولود و اجل ، او رزق فما قدر فى تلك السنه و قضى فهو المحتوم و لله (عزوجل ) فیه المشیئه ؛
((در شب قدر، هر امرى از امور بندگان تا شب قدر سال آینده معین مى گردد، از خیر و شر، طاعت و معصیت ، ولادت و مرگ و روزى موجودات و هر آن چه در آن سال مقدر گشته حتمى است و خداوند را در آن مشیت است .))

بعضى هم تعیین مقدرات را به معناى اندازه گیرى بودجه سالانه زندگى تفسیر كرده اند كه در نتیجه ، اختیار مصرف - در راه صحیح یا ناصحیح - به دست خود انسان است .

برخى آن را به شب امتحان دانش آموزان تشبیه كرده اند كه اگر آن شب را به مطالعه دقیق بگذرانند، موفقیت یك سال خود را تامین نموده اند و اگر به سهل انگارى و بى اعتنایى گذرانند، با دست خود، مقدرات یك سال خویش را به خسران و بدى رقم مى زنند و در آن سال در جا خواهند زد.
هم چنین اگر فردى شب قدر را با توبه و تصمیم بر ترك گناه و عزم بر اجراى احكام نورانى قرآن سپرى كرد، مقدرات سال آینده اش به نیكى رقم خواهد خورد، وگرنه در جا خواهد زد و طعم تلخ خسران را خواهد چشید.(29)

امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید:
یفرق الله فى لیلة القدر، ما كان من شده او رخاء او مطر؛ بقدر ما یشاء الله (عزوجل ) ان یقدر الى مثلها من قابل .(30)
خدا در شب قدر آنچه از سختى یا خوشى یا باران است به مقدارى كه تا سال آینده خواهد، معین فرماید.

محقق عالى قدر، مرحوم آیت الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانى مى نویسد:
باید دانست كه مقدرات مردم ، كه علم خدا بدان تعلق گرفته است ، از ازل مبیّن بود، چون علم خدا ازلى است و آنچه خداوند به سبب دعا و اسباب دیگر محو و اثبات مى كند، در همه وقت است ، زیرا كه به تواتر معلوم گردیده است كه در همه ایام سال ، دعاها مستجاب شده و خداوند وعده اجابت را منحصر به شب قدر نساخته و این كه تقدیر مقدرات در شب قدر خواهد بود، از مشكلاتى است كه معناى آن بر ما معلوم نیست ، مگر آن كه بگوییم : دعا در این شب به اجابت نزدیكتر است .(31)

4. گفته شده است كه علت نامگذارى این شب به ((قدر)) آن است كه انزل فیها كتاب ذوقدر، الى رسول ذى قدر، لاءجل امة ذات قدر، على یدى ملك ذى قدر. قرآن با قدر و منزلت بر پیامبر والاقدر و براى امت باقدر و ارزش ، به واسطه ملكى صاحب قدر، نازل گردیده است .(32)
5. گاه نیز گفته اند: شبى است كه مقدر گردیده تا ((قرآن )) در آن نازل شود.
6. یا از آن رو كه هر كس این شب را زنده بدارد و احیا نگه دارد صاحب قدر و منزلت مى گردد، به لیلة القدر معروف شده است .
ناگفته پیداست كه جمع بین این وجوه نیز امكان دارد.

شب قدر مخصوص زمان پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) نیست

برخى از برادران اهل سنت (33) گمان كرده اند كه شب قدر در زمان حیات رسول اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) بوده و پس از آن نیست .
این قول ، ضعیف است ، زیرا در بعضى تفاسیر روایت شده كه ابوذر غفارى فرموده است : به پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) گفتم : آیا شب قدر در زمان انبیاست كه امر بر آنان نازل مى شود و هنگامى كه چشم از جهان بربستند، دیگر مرتفع مى گردد؟ حضرت فرمودند: خیر، شب قدر تا روز قیامت وجود دارد.(34)

از این روایت ، وجود امام در هر زمان و عصرى نیز استفاده مى گردد؛ یعنى باید امامى وجود داشته باشد تا ملائكه و روح در شب قدر به محضر مباركش فرود آیند و مقدرات بندگان را به حضرتش عرضه دارند؛ البته پرواضح است كه این امر، اكرامى از جانب خداوند نسبت به امام (علیه السلام ) است و هیچ منافاتى با ((وحى )) كه در خصوص انبیا باشد، ندارد.

ابن عمر گوید: از پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره لیلة القدر سوالى شد و من آن را شنیدم كه حضرت در پاسخ فرمودند: (((هى فى كل رمضان )؛(35) شب قدر در هر ماه رمضان وجود دارد.))

و در روایت دیگرى از امام باقر (علیه السلام ) مى خوانیم :
... انه لینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور، سنة سنة ، یؤ مر فیها فى امر نفسه بكذا و كذا، و فى امر الناس بكذا و كذا؛(36)
در ((شب قدر)) به ولى امر (امام هر عصرى ) تفسیر امور، سال به سال نازل مى گردد و درباره خود و دیگران به دستورهاى مخصوصى مامور مى گردد.

آیه شریفه (تنزل الملائكه و الروح )(37) و نیز آیه شریفه (فیها یفرق كل اءمر حكیم )(38) كه به صیغه مضارع آمده است ، بر این مطلب دلالت مى كنند، زیرا فعل مضارع (تنزل ، یفرق ) دلالت بر استمرار و تجدد در استقبال دارد و آیه (سلام هى حتى مطلع الفجر)(39) نیز گواه دیگرى است ، زیرا جمله اسمیه مى باشد و بیانگر دوام است . پس آوردن سلام و رحمت فرشته ها، براى همیشه تاریخ در شب قدر هر سال است ، اگر چه وحى قطع شده است .

مفسر معروف عامه ، ((رشید الدین میبدى )) مى نویسد:
برخى گفته اند: این شب قدر در روزگاران پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بود و سپس از میان رفت ، اما چنین نیست ، زیرا كه همه اصحاب پیامبر و علماى اسلام معتقدند كه شب قدر تا قیام قیامت ، باقى است .(40)

بیشتر دانشمندان اهل سنت با میبدى هم آوا هستند،(41) لذا به تاءویل حدیثى كه بخارى در صحیح خود(42) درباره برطرف شدن شب قدر از میان امت نقل كرده ، مى پردازند و مى گویند: منظور، از بین رفتن معرفت و بركت شب قدر است ، نه اصل آن .(43)

آیا شب قدر مخصوص به امت اسلامى است ؟

روایت هاى مختلفى در این باب وارد شده است كه بعضى از آنها بر مختص ‍ بودن شب قدر دلالت مى كنند، از آن جمله است روایت ذیل :
پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: ان الله وهب لامتى لیلة القدر، لم یعطها من كان قبلهم .(44) خداوند به امت من شب قدر را بخشید در حالى كه هیچ یكى از امت هاى قبلى از این بخشش الهى برخوردار نبودند.

از برخى روایت هاى دیگر استفاده مى شود كه در دوران پیامبر پیشین نیز بوده است .(45)
علاوه بر روایات از خود قرآن نیز مى توان این مطلب را استفاده كرد، زیرا نزول قرآن در شب قدر بوده و روشن است كه ظرف باید پیش از مظروف وجود داشته باشد.

ادامه مطلب در بخش دوم


دسته بندی: مقالات،

نظرات

تاریخ ارسال: شنبه 1392/05/5 تعداد بازدید:

 نظرات و دیدگاهها:
هیأت مكتب الزهرا علیها السلام لوشان
سه شنبه 1392/05/8 07:28 ب.ظ
جهت دانلود مراسمات هیأت (ماه رمضان 92) به سایت ما سری بزنید.
www.maktabalzahra76.blogfa.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.